..:::: بهبود آسیب نخاعی با داروی سرطان ::::..

تیمی بین‌المللی از دانشمندان مرکز بیماری‌های ناتوان‌کننده عصبی در آلمان (DZNE) دریافته‌اند، نوعی داروی درمان سرطان، در آزمایشات انجام‌شده بر روی حیوانات، آسیب‌های وارده به بافت نخاع را کاهش داده و موجب تحریک رشد سلول‌های آسیب‌دیده عصبی می‌شود. آسیب به نخاع به ندرت التیام می‌یابد، زیرا سلول‌های عصبی آسیب‌دیده آن احیا نمی‌شوند و رشد دوباره فیبرهای عصبی طولانی نیز به دلیل آسیب به بافت و فرآیندهای مولکولی موجود در درون عصب‌ها مختل می‌شود. 
 
سلول‌های عصبی، سیگنال‌ها را در شکل تکانه‌های الکتریکی مخابره و دریافت می‌کنند، اما این عملکرد به دلیل بیماری یا تصادفات ممکن است دچار نقص شود. با این حال، این موضوع که عصب‌های تحت تاثیر بتوانند تا حد زیادی بهبود یابند یا خیر، به طور عمده‌ای به مکان آن‌ها بستگی دارد؛ به طور مثال، سلول‌های عصبی موجود در نیم‌تنه یا بینی تا حد زیادی احیا می‌شوند و بخشی یا تمامی عملکرد خود را باز می‌یابند. با این حال، نورون‌های موجود در مغز و نخاع فاقد این توانایی هستند و در صورت آسیب‌دیدگی در اثر تصادف یا بیماری، بیمار دچار معلولیت طولانی‌مدت یا ناتوانی‌های دیگر خواهد شد. 
 دانشمندان حاضر در این تحقیق از پیش می‌دانستند که مهارکردن مولفه‌هایی خاص در بافت زخم نخاع و فرآیندهای سلولی دیگر، رشد دوباره آکسون‌ها را متوقف می‌کنند. بنابراین، ارائه درمانی ایده‌آل برای بهبود احیای آکسون‌ها پس از واردآمدن آسیب به نخاع، شکل‌گیری بافت زخمی را در نخاع مهار خواهد کرد. محققان می‌دانند که تثبیت‌کردن شکل‌گیری میکروتوبول‌ها این بافت زخمی را کاهش و رشد آکسون‌ها را ارتقا می‌بخشد. میکروتوبول‌ها، رشته‌های طولانی در درون سلول هستند که می‌توانند به صورت پویا بلند و کوتاه شوند. آن‌ها بخشی از اسکلت پشتبانی‌کننده سلول هستند که رشد و حرکت آن را کنترل می‌کنند. 
 
دانشمندان دریافته‌اند، داروی اپوتیلون (epothilone) که اکنون برای درمان سرطان به کار می‌رود، می‌تواند میکروتوبو‌ل‌ها را تثبیت کند. در صورت استفاده از مقادیر بالای آن، این ماده رشد سلول‌های سرطانی را مهار می‌کند، در حالی که مصرف مقادیر پایین رشد آکسون‌ها در حیوانات را بدون بروز عوارض جانبی درمان سرطان، تحریک می‌کند. این دارو می‌تواند در مانع مغزی خون نفوذ کرده و از آنجا وارد سیستم عصبی مرکزی شود، بنابراین مستقیما به آکسون‌های آسیب‌دیده دسترسی پیدا کند. داروی مزبور رشد بافت زخم را از طریق مهارکردن شکل‌گیری میکروتوبول‌ها در سلول‌های تشکیل‌دهنده این بافت کاهش می‌دهد و بنابراین این سلول‌ها نمی‌توانند به زخم نخاع نفوذ کرده و موجب شکل‌گیری بافت زخمی شوند. داروی اپوتیلون با رشددادن میکروتوبول‌ها در درون آکسون‌ها، احیای سلول‌ها عصبی را بهبود می‌بخشد. جزئیات این نتایج در مجله Science منتشر شد. 

..:::: استرس، احتمال بروز چاقی را تشدید می‎کند ::::..

استرس، تجمع چربی در بدن و ابتلا به چاقی را تشدید می‎کند. در مطالعات جدید محققان دانشگاه نورث وسترن که در آن بیش از سه هزار بزرگسال در سنین 30 تا 40 سال بررسی شده‌اند، مشخص شد افرادی که دارای روابط نامطلوب بوده و استرس مداوم دارند، چربی بیشتری نسبت به کسانی که چنین روابطی ندارند، انباشته می‌کنند. 
 
بر اساس این تحقیق استرس موجب چاقی شکمی می شود که بزرگترین تهدید برای ابتلا به بیماری‌های قلبی و دیابت است. روابط پرتنش باعث استرس شده و شما را وادار به مصرف خوراکی های پرکالری می کند. به گفته محققان، استرس نه تنها بر احساسات بلکه بر بدن نیز تاثیر منفی می‌گذارد و موجب تغییر در متابولیسم بدن و تجمع بیشتر چربی می‌شود، جالب این که همان طور که روابط نامطلوب باعث چاقی افراد می‌شود، روابط سالم نیز عکس این عمل را انجام می‌دهد. در تحقیقات اخیر مشخص شد افرادی که در روابط مطلوب قرار دارند چربی کمتری در بدنشان انباشته می‌شود. روابط حمایتی می‌تواند مانع استرس شود و افراد را از خوردن بیش از حد منع کند. نتایج این مطالعه در مجله امریکایی اپیدمیولوژی منتشر شده است.  

 

..:::: داروي ALS براي درمان ملانوماي متاستاتيک ::::..

مطالعه جديد محققان نشان مي‌دهد، داروي مورد استفاده براي درمان اسکلروز جانبي آميوتروفيک (ALS) مي‌تواند به تقويت کارآيي راديوتراپي در بيماران مبتلا به ملانوما که به مغز متاستاز داده‌اند، کمک کند. بعضي از بيماري‌ها در مقابل درمان راديوتراپي مقاوم هستند، از جمله ملانوما، به همين دليل پزشکان ناچارند تا از دوزهاي بالاي راديوتراپي براي مغز استفاده کنند. اگر درمان رادياسيون به تمام مغز لازم باشد، خطر نوروتوکسيسيتي افزايش مي‌يابد. محققان انستيتو سرطان Rutgers نيوجرسي و مدرسه داروسازي ارنست ماريو در دانشگاه Rutgers ، نگاه دقيق‌تري به داروي موسوم به riluzole انداختند که پيشرفت ALS را کند مي‌کند. Riluzole پروتئيني را به نام GRM1 هدف قرار مي‌دهد که به‌طور غيرطبيعي بوسيله سلول‌هاي ملانوما توليد مي‌شود. فعاليت اين پروتئين بر سطح سلول‌هاي ملانوما رشد و گسترش بيماري را افزايش مي‌دهد، در حالي که پروتئين GRM1 اين فعاليت را بلوک مي‌کند. نتايج اين تحقيق در نشريه Pigment Cell & Melanoma Research به چاپ رسيده است. محققان از 4 مدل‌ آزمايشگاهي ملانوما که به مغز متاستاز داده باشد، استفاده کردند. گروه اول، با يک وسيله جذب دارو به نام دي‌متيل سولفوکسايد درمان شدند. گروه دوم تحت درمان با دي‌متيل سولفوکسايد، همراه با دوز رادياسيون 4 Gy هفتگي قرار گرفتند. گروه سوم، تنها riluzole دريافت کردند و گروه چهارم، riluzole روزانه به همراه دوز رادياسيون 4 Gyهفتگي درمان شدند. نتايج نهايي حاکي از آن بودند که گروه چهارم، شاهد کاهش رشد سلول‌هاي تومورال طي دوره 37 روزه بودند. 
 
آنچه مشخص است، آنکه riluzole، پروتئين GRM1 را حساس کرده و به آنها کمک مي‌کند تا مانند يک چراغ دريايي براي رادياسيون عمل کنند. به همين دليل، تنها سلول‌هاي ملانوما که اين پروتئين را دارند، هدف اشعه قرار گرفته و ديگر قسمت‌هاي مغز از عوارض اشعه در امان مي‌مانند و عملکرد مغز حفظ مي‌شود. در حال حاضر، حدود 50 درصد از بيماران مبتلا به ملانوما دچار متاستازهاي مغزي مي‌شوند و کمتر از 13 درصد آنها يک سال يا بيشتر زنده مي‌مانند، بنابراين، شناخت درمان‌هاي جديد براي اين دسته از بيماران بسيار مهم هستند. هدف قرار دادن پروتئين GRM1 تنها براي بيماران مبتلا به ملانوما مفيد نيستند، بلکه شايد بيماران مبتلا به سرطان پستان و پروستات نيز از اين شيوه درماني منفعت ببرند، زيرا پروتئين GRM1 نيز روي اين سلول‌ها ديده مي‌شوند. 

..:::: تارکستوماب تاييد شد ::::..

اداره غذا و داروي آمريکا مجوز ورود تارکستوماب (tarextumab) را به بازار درماني به‌عنوان داروي اورفان (orphan) (داروهايي که براي بيماري‌هاي نادر توليد مي‌شوند)، براي درمان سرطان پانکراس و سرطان سلول کوچک ريه صادر کرد. تارکستوماب که به‌طور رسمي OMP-59R5 ناميده مي‌شود، يک آنتي‌بادي مونوکلونال کاملا انساني است و رسپتورهاي Notch 2/3 را هدف قرار مي‌دهد. ماه گذشته کمپاني سازنده اين دارو اعلام کرد، داده‌هاي نهايي فاز 1b باليني و بيومارکرهاي آن جمع‌آوري شده که در آن تارکستوماب را در ترکيب با جمسيتابين به علاوه nab-paclitaxel در سرطان پانکراس مورد ارزيابي قرار داده است. از 29 بيماري که در اين کارآزمايي شرکت داشتند، 21 بيمار، با درمان ترکيبي به پاسخ نسبي يا ثبات بيماري دست يافتند. داروي مذکور با پروفايل سميت قابل مديريت به خوبي توسط بيماران تحمل شد. 
 
شايع‌ترين عوارض جانبي که در بيش از 50 درصد بيماران ديده شد، عبارت بودند از آنمي، خستگي، اسهال، و ترومبوسيتوپني. ديگر عوارض که در بيش از 25درصد بيماران تحت درمان مشاهده شد، شامل تهوع، آلوپسي، استفراغ، ادم، کاهش اشتها، خارش، نوروپاتي و کاهش وزن مي‌شدند. آناليز بيومارکرها نشان داد، تومورهاي با سطح بالاي بروز Notch 3 ممکن است با ميزان پاسخ بيشتر به درمان و بقاي بالاتر همراه باشد. ميانه بقاي بدون پيشرفت بيماري در بيماران با بروز بالاي Notch3، 6/6 ماه و ميزان بقاي کلي آنها 6/14 ماه گزارش شد. 
 
از سوي ديگر، در مطالعه PINNACLE (فاز Ib/II، مطالعهOMP-59R5 در ترکيب با درمان اتوپوزيد و پلاتينوم در بيماران مبتلا به سرطان پيشرفته سلول کوچک ريه)، محققان به بررسي تارکستوماب در ترکيب با کموتراپي پلاتينوم و اتوپوزيد پرداختند. از 16 بيمار قابل بررسي، 13 بيمار به پاسخ نسبي و 3 بيمار به ثبات در بيماري دست يافتند. البته هنوز داده‌هاي نهايي قسمت فاز Ib اين مطالعه که شامل داده‌هاي ايمني و بقاي آن است، منتشر نشده و بايد تا آخر امسال منتظر ماند تا در يک کنفراس پرده‌برداري شوند. در حال حاضر OncoMed در حال وارد کردن بيماران واجد شرايط در دو کارآزمايي باليني تصادفي شده فاز 2 تارکستوماب در سرطان پانکراس و سرطان ريه پيشرفته سلول کوچک هستند. 

..:::: تاييد دارويي جديد براي درمان HIV-1 ::::..

شرکت داروسازي Janssen Therapeutics، اعلام کرد اداره غذا و داروي آمريکا داروي توليدي اين شرکت را به نام PREZCOBIX که ترکيبي است از darunavir 800 ميلي‌گرم و cobicistat 150 ميلي‌گرمي تاييد کرده است. اين دارو، درواقع، يک مهارکننده پروتئاز HIV-1 بوده که با يک مهارکننده CYP3A4 ترکيب شده و براي درمان بيماران مبتلا به HIV-1، در ترکيب با ديگر داروهاي آنتي‌رتروويرال، تجويز مي‌شود. البته بيماراني کانديد درمان با PREZCOBIX هستند که به دنبال درمان ساده بوده و با هيچ جايگزين‌ مرتبط با مقاومت به داروناوير درمان نشده باشند. 
 PREZCOBIX روزانه يک‌بار خوراکي و با دوز ثابت تجويز شده و ترکيبي است از 800ميلي‌گرم داروناوير (که تحت عنوان PREZISTA در آمريکا به فروش مي‌رسد) و 150 ميلي‌گرم cobicistat (به‌عنوان عامل تقويت‌کننده، ساخته شده به‌وسيله Gilead Sciences که تحت عنوان Tybost به فروش مي‌رسد). اين دارو همراه با ديگر داروهاي HIV-1 و با غذا مصرف مي‌شود. تاييد اين دارو، کمکي است به بيماران مبتلا به HIV-1 تا تعداد داروهاي مصرفي خود را در طول دوره درمان کاهش دهند. شايع‌ترين عارضه جانبي که حين مصرف اين دارو ديده مي‌شود، عبارتند از اسهال، تهوع، راش، سردرد، درد شکم و استفراغ. تاييد اين دارو براساس داده‌هاي کارآزمايي‌هاي باليني مربوط به دو داروي داروناوير و ريتوناوير است که اگر با cobicistat تجويز شوند، کارآيي درماني آنها بالا مي‌رود. در اين مطالعات، 313 بيمار آلوده به HIV در طول 24هفته مورد بررسي قرار گرفتند و تفاوتي از نظر عوارض جانبي و پاسخ به درمان ميان اين دارو با گروه مصرف کننده داروناوير همراه با ريتوناوير 100 ميلي‌گرمي ديده نشده است. 

..:::: ژن‌درماني به کمک بيماران هموفيلي آمد ::::..

به همت پژوهشگران ايتاليايي، نخستين ژن‌درماني براي انواع بيماري‌هاي هموفيلي A و B در اين کشور با روش جايگزين کردن ژن معيوب که لخته نمي‌شود، ارائه خواهد شد. براساس گزارش مقامات بيمارستان سن رافائل، بنياد خيريه تله‌تون و اين بيمارستان يک توافقنامه مالي را تنظيم کردند که به واسطه آن پژوهشگران اين فرصت را پيدا مي‌کنند تا با سرمايه‌اي که در اختيارشان قرار خواهد گرفت، پيشگام ژن‌درماني براي جلوگيري از بيماري هموفيلي باشند. اين توافقنامه توسط شرکت بيوتکنولوژي امريکايي Biogen Idec امضاء شده است. در اين روش درماني جديد، متخصصان از سلول‌هاي ويروس HIV منتقل شده بي‌ضرر، به‌عنوان وسيله نقليه براي جابه‌جايي ژن جديد سالم استفاده خواهند کرد. اين روش مي‌تواند به عنوان روش پيشگام در برابر بيماري‌هاي ديگر ارثي استفاده شود .
 
در هموفيلي نوع A که شايع‌ترين شکل اين بيماري است، نقص در فاکتور انعقادي 8 ديده مي‌شود و در هموفيلي B نقص در فاکتور 9 وجود دارد. هموفيلي نوع C يک نوع اختلال ژنتيکي اتوزومال است که به علت کمبود فاکتور يازده خوني ايجاد مي‌شود. لازم به ذکر است که هموفيلي A و B اختلالات انعقادي وابسته به کروموزوم جنسي هستند که به ترتيب بر اثر جهش‌هايي در ژن‌هاي F8C و F9 ايجاد مي‌شوند . اين بيماري بيشتر در افراد مذکر به وجود مي‌‌آيد، اما ممکن است افراد مونث هم به علت انحراف غيرفعال شدن کروموزوم ايکس از حالت طبيعي، به آن مبتلا شوند. تا کنون روش درماني قطعي براي اين بيماري وجود نداشته و تنها پيوند کبد براي هموفيلي A و B موثر بوده است. در صورت خونريزي شديد، فاکتور انعقادي شماره 8 خالص به افراد مبتلا به اين بيماري تزريق مي شود. روش جديد که روش ژن‌درماني است، مي‌تواند براي جلوگيري از گسترش بيماري هموفيلي موثر باشد. 

..:::: کاهش خطر سرطان پستان با تاموکسيفن تا يک‌سوم ::::..

نتايج آناليز جديدي که به تازگي منتشر شده، نشان مي‌دهد در 20 سال گذشته، اثرات پيشگيرانه داروي سرطان پستان به نام تاموکسيفن ثابت مانده و ميزان اين سرطان را تا تقريبا يک‌سوم کاهش داده است. برآورد خطر ابتلا به سرطان پستان پس از 20 سال پيگيري ميان دريافت کنندگان تاموکسيفن 8 درصد بوده، در حالي که در گروه کنترل به 12 درصد رسيده است.
 
محققان معتقدند، تاموکسيفن درماني تثبيت شده و موثر براي انواع خاصي از سرطان پستان است، اما شواهدي نيز در دست است که اثرات پيشگيرانه طولاني‌مدتي هم دارد، به‌طوريکه تا يک‌سوم کاهش در بروز آن ايجاد مي‌کند. در اين مطالعه، موسوم به مطالعه بين‌المللي مداخله‌اي سرطان پستان (IBIS-I)، که در آن خطرات و مزاياي مصرف طولاني‌مدت تاموکسيفن براي پيشگيري از سرطان پستان در افراد در معرض خطر بالا مورد ارزيابي قرار گرفته، 7 هزار و 154 زن 35 تا 70 سال قبل و بعد از سن يائسگي که اغلب آنها سابقه خانوادگي مثبت از نظر سرطان پستان دارند، بررسي شدند. در مطالعه IBIS-I زنان به‌طور تصادفي به دو گروه کنترل و دريافت کننده 20 ميلي‌گرم تاموکسيفن، تقسيم و هر روز به مدت 5 سال آن را مصرف کردند. سلامت افراد شرکت کننده پس از پايان دوره درمان با ميانگين 16 سال پيگيري پايش شد (حداکثر زمان دوره پيگيري، 22 سال بود). در آناليزهاي بيشتر مشخص شد 251 زن گروه تاموکسيفن و 350 زن گروه پلاسبو مبتلا به سرطان پستان شدند، يعني، تاموکسيفن باعث شد ميزان کاهش سرطان پستان در اين گروه به 29 درصد برسد. 
 
خطر بروز سرطان پستان پس از 20 سال پيگيري در گروه تاموکسيفن 8 درصد و در گروه پلاسبو 12 درصد برآورد شد. البته منافع مصرف تاموکسيفن ميان زناني که درمان هورموني دريافت مي‌کردند، در طول 5 سال درمان با اين دارو، کاهش يافت. البته زنان دريافت کننده تاموکسيفن در معرض خطر ابتلا به سرطان اندومتر هم قرار داشتند. اين عارضه که اثر زيان‌آور تاموکسيفن است، 8/3 بار در گروه دارو نسبت به گروه کنترل، بيشتر ديده مي‌شد. البته اين افزايش در دوره پيگيري بيشتر نبود. محققان کاهشي در ميزان مرگ و مير بيماران تحت درمان با تاموکسيفن در اثر سرطان پستان مشاهده نکردند. مرگ در اثر ديگر عوامل نيز ميان دو گروه مشابه بود. 

 

..:::: دارويي جديد براي اختلال پرخوري ::::..

موارد استفاده مجاز براي ليزدگزامفتامين دي مسيلات با نام تجاري ويوانزه(Vyvanse) از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا افزايش داده شد. براساس اعلام اين سازمان، بعد از اين متخصصان مي‌توانند ويوانزه را در مبتلايان به اختلال پرخوري نيز تجويز کنند. در اختلال پرخوري، بيماران اپيزودهايي از زياده روي در خوردن غذا را تجربه مي‌کنند و از کنترل حجم غذاي مصرفي خود عاجزند. مبتلايان به اين اختلال حتي زماني که گرسنه نيستند، به ميزان زيادي غذا مي‌خوردند. احساس خجالت زدگي و سرافکندگي شديد اين بيماران، زندگي اجتماعي آنها را کاملا تحت تاثير قرار مي‌دهد. در اغلب موارد اختلال تغذيه اي پرخوري، به چاقي شديد منتهي مي‌شود، بنابراين، تاييد ويوانزه از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا، گزينه درماني را در اختيار متخصصان و بيماران براي کنترل اپيزودهاي پرخوري قرار مي‌دهد. ويوانزه تحت قانون حمايت از داروهاي مطرح شده براي درمان يک بيماري شديد، مورد بررسي و تاييد قرار گرفت. 
 اثربخشي ويوانزه در درمان اختلال پرخوري، در 2مطالعه باليني روي 724 نفر مبتلا به اختلال پرخوري با شدت متوسط يا بسيار شديد، بررسي شد. دريافت کنندگان ويوانزه، کاهش قابل توجهي را در تعداد روزهاي پرخوري در هر هفته تجربه کردند. 
همچنين، رفتارهاي اجباري-وسواسي در آنها در مقايسه با دريافت کنندگان دارونما کاهش يافت. جدي‌ترين عوارض ناشي از مصرف ويوانزه در بيماران تحت مطالعه عبارت بودند از اختلالات روانپزشکي از جمله توهم، هذيان، مانيا و خطر مشکلات قلبي نظير مرگ ناگهاني و حملات قلبي. از عوارض شايع آن مي‌توان به خشکي دهان، بي‌خوابي، افزايش تعداد ضربان قلب، يبوست و اضطراب نام برد. لازم به ذکر است که تجويز ويوانزه صرفا براي چاقي مورد مطالعه قرار نگرفته و تاييد شده نيست. ويوانزه براي اولين بار در 2007 ميلادي براي درمان اختلال توجه و تمرکز در کودکان بالاي 6 سال مورد تاييد قرار گرفته بود.

..:::: تاميفلو خطر پنوموني را کاهش مي‌دهد ::::..

يک بررسي کلي نشان داده است که تجويز داروي ضدويروس تاميفلو(Tamiflu)، طول دوره علامت دار آنفلوانزا را به‌طور متوسط يک روز کم مي‌کند و از خطر ايجاد عوارض شديد آنفلوانزا نظير پنوموني به ميزان قابل توجهي مي‌کاهد. يافته‌ها از تجزيه و تحليل 9 مطالعه منتشر شده و منتشر نشده تصادفي روي مصرف تاميفلو(اسلتاميوير) در بزرگسالان بالاي 18سال بدست آمده است. مطالعه توسط شرکت توليدکننده اين دارو ترتيب داده شد.در 9 مطالعه مذکور، اثربخشي دوز 75ميلي‌گرمي تاميفلو با دارونما در بيش از 4300 بيمار در خلال سال‌هاي 1997 تا 2001 ميلادي مقايسه شد. در گروه بيماران با تشخيص آزمايشگاهي قطعي آنفلوانزا، تاميفلو طول دوره علامت دار را در مقايسه با دارونما تا 21درصد کاهش داده و دوره بيماري را از 5 روز به 4 روز رساند. همچنين در گروه تحت درمان با تاميفلو، ميزان ابتلا به عفونت‌هاي تنفسي تحتاني نيازمند به درمان آنتي بيوتيکي در مقايسه با مصرف‌کنندگان دارونما 44درصد کاهش يافت. کاهش خطر 63درصدي ميزان نياز به بستري بيمارستاني نيز در گروه تاميفلو گزارش شد. در مورد عوارض جانبي، در مصرف‌کنندگان تاميفلو شکايت از تهوع 4درصد بيشتر از گروه دريافت‌کننده دارونما بود. به اعتقاد ويکتوريا ريچاردز، سرپرست اين مطالعه، قبلا هم چنين تصور مي‌شد که تاميفلو طول دوره علامت دار آنفلوانزا را کاهش مي‌دهد، اما اطلاعات کافي و قابل استناد براي اثبات آن در دست نبود. نتايج اين مطالعه تحليلي، در شماره آخرين روز ژوئن2015 نشريه لانست به چاپ رسيده است. در انتهاي اين مقاله جمع بندي شده است که با وجود اثر اثبات شده تاميفلو در کاهش خطر ابتلا به عفونت‌هاي باکتريايي متعاقب آنفلوانزا، هنوز هم بايد فايده تجويز آن را در برابر خطرات احتمالي که مصرف اين دارو بيمار را تهديد خواهد کرد، مورد قضاوت قرار گيرد. 

..:::: افزايش موارد مجاز تجويز ايبروتينيب ::::..

مصرف داروي ايبروتينيب (Ibrutinib) با نام تجاري ايمبروويکا (Imbruvica) براي مبتلايان به ماکروگلوبولينمي‌ والدن ‌اشتروم، شکلي نادر از بدخيمي که دستگاه ايمني را درگير مي‌کند- مورد تاييد سازمان غذا و داروي آمريکا قرار گرفته است. مورد مصرف جديد اين دارو، مسير ويژه تاييد داروهاي بيماري نادر را طي کرده است. والدن اشتروم، نوعي لنفوم غيرهوچکين است که در طي زمان به‌تدريج وخيم‌تر شده و باعث مي‌شود لنفوسيت‌هاي غيرطبيعي در مغزاستخوان، غدد لنفاوي، کبد و طحال رشد کنند. به علاوه در بيماري والدن اشتروم، سلول‌هاي B غيرطبيعي به ميزان بسيار زيادي پروتئين ايميون گلوبولينM (ماکروگلوبولين) را توليد مي‌کند. چنين وضعيتي ممکن است به خونريزي شديد، مشکلات بينايي و اختلالات دستگاه عصبي منجر شود.
 
براساس آمارهاي منتشر شده از سوي انستيتو ملي سرطان آمريکا، در حدود 70هزار نفر از مردم اين کشور در سال 2014 با تشخيص ابتلا به لنفوم‌هاي غيرهوچکين مواجه شده‌اند و 18990 نفر نيز به دليل ابتلا به اين بيماري جان خود را از دست داده‌اند. ايمبروويکا با بلوک کردن آنزيمي که به سلول‌هايB غيرطبيعي اجازه رشد و تکثير مي‌دهد، اثر مي‌کند. سازمان غذا و داروي آمريکا در نوامبر2013 ميلادي ايمبروويکا را در درمان لنفوم در بيماراني که قبلا حداقل يک رژيم درماني دارويي را دريافت کرده بودند، مورد تاييد قرار داد. 
 
در فوريه 2014، اين سازمان تاييد ايمبروويکا را براي تجويز در بيماراني که قبلا CLL آنها تحت درمان قرار گرفته بود، تسهيل کرد و سرانجام در جولاي 2014، انديکاسيون استفاده از اين دارو در آن گروه از مبتلايان که نقصي در کروموزوم 17 داشتند مورد تاييد قرار گرفت. تاييد ايمبروويکا براساس نتايج به‌دست آمده از مطالعه‌اي روي 63 بيمار مبتلا به والدن اشتروم صورت گرفت. تمام شرکت‌کنندگان در اين مطالعه باليني، روزانه 420 ميلي‌گرم داروي خوراکي را تا زماني که بيماري شروع به پيشرفت کند يا عوارض مصرف دارو غيرقابل تحمل شود دريافت کردند. طبق نتايج حاصل، بدخيمي در 62درصد از شرکت‌کنندگان فروکش کرد. همچنين، مدت زمان پاسخ‌دهي مثبت درماني و در فاز فروکش بودن بيماري از 8/2 ماه به 8/18 ماه رسيد. شايع‌ترين عوارض گزارش شده در دريافت‌کنندگان اين دارو در مطالعات باليني که به تاييد آن انجاميد، عبارت بودند از ترومبوسيتوپني، نوتروپني، اسهال، آنمي، ضعف، دردهاي عضلاني-اسکلتي، تهوع، عفونت‌هاي مجاري تنفسي فوقاني و بثورات جلدي.  

 

..:::: داروهاي ترکيبي با دوز ثابت ضدفشارخون ::::..

داروسازي سيمپلمد اخيرا اعلام کرده که سازمان غذا و داروي آمريکا، قرص‌هاي ترکيبي پريندوپريل آرژينين و آملوديپين با نام تجاري پرستاليا (Prestalia) را براي درمان فشارخون بالا مورد تاييد قرار داده است. پرستاليا، اولين ترکيب با دوز ثابت اين دو دارو است و مي‌تواند در بيماراني که فشارخون آنها به ميزاني که بايد با مونوتراپي کنترل نمي‌شود، تجويز شود. اگر پزشک تشخيص دهد که از ابتداي شروع درمان تجويز چند دارو براي بيمار لازم است، مي‌تواند پرستاليا را براي شروع درمان فشارخون بالا در بيمارش مورد‌استفاده قرار دهد. 
 
اريک امرسون، مدير شرکت سيمپلمد، مي‌گويد: «پرستاليا اولين محصول حاوي پريندوپريل است که به تاييد سازمان غذا و داروي آمريکا مي‌رسد. مهارکننده‌هاي آنزيم مبدل آنژيوتانسين و بلوک کننده‌هاي کانال کلسيم، از جمله پرمصرف‌ترين محصولات دارويي در درمان بيماري‌هاي قلبي-‌عروقي است. ما خوشحاليم که اين 2 خانواده دارويي را به صورت تک قرص ترکيبي براي درمان فشارخون بالا در اختيار کادر درماني و بيماران قرار مي‌دهيم. شيوع بيماري فشارخون بالا، در تمامي کشورها رو به رشد است و اغلب درمان همزمان با چند دارو، تنها گزينه موجود براي کمک به بيماران بوده است. ترکيب دارويي جديد حاوي پريندوپريل آرژينين و آملوديپين بسيلات، کمک قابل‌توجهي به اين گروه بيماران خواهد کرد.»
 
تاييد پرستاليا از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا، براساس اطلاعات به دست آمده از مطالعه فاز3 با نام پچ (PATH) روي 837 بيمار بوده است. اين مطالعه نشان داد که ترکيب دوز ثابت پريندوپريل آرژينين و آملوديپين باسيلات در يک قرص، پس از گذشت 6 هفته از درمان در کاهش فشارخون دياستوليک در وضعيت نشسته و فشارخون سيستوليک در وضعيت نشسته، در مقايسه با تجويز هر کدام از اين داروها به تنهايي، موثرتر بوده است. همچنين نسبت فايده به خطر در ترکيب دارويي، بهتر از مصرف هر کدام از اين داروها به تنهايي بود. مطالعات ديگري نيز وجود دارند که مطرح مي‌کنند، مصرف همزمان اين گروه‌هاي دارويي مي‌تواند خطر وقوع مشکلات قلبي-عروقي را کاهش دهد. انتظار مي‌رود که پرستاليا در 3ماهه اول 2015 ميلادي در اختيار مصرف‌کنندگان قرار گيرد. تجويز قرص‌هاي پرستاليا در بيماراني که از آنژيوادم ارثي يا ايديوپاتيک رنج مي‌برند يا در بيماراني که به پريندوپريل، هر کدام از داروهاي گروه مهارکننده آنزيم مبدل آنژيوتانسين و آملوديپين حساسيت دارند، ممنوعيت دارد. 

 

..:::: تاييد تري فريک براي بيماران دياليزي ::::..

راکول مديکال، يک شرکت بيوفارماي فعال در زمينه توليد محصولات مورد‌نياز مبتلايان به بيماري‌هاي پيشرفته کليوي و بيماري مزمن کليوي در جبران آهن از دست رفته ثانويه به هايپرپاراتيروئيديسم و همودياليز، اخيرا اعلام کرده است که سازمان غذا ‌و‌ داروي آمريکا داروي تري‌فريک (Triferic) اين شرکت را براي فروش به‌عنوان درمان جبران‌کننده کمبود آهن، با هدف پايدار نگهداشتن سطح هموگلوبين در بيماران بزرگسال مبتلا به بيماري مزمن کليوي وابسته به همودياليز مورد تاييد قرار داده است. روبرت ال چيوئيني، مدير اجرايي راکول، مي‌گويد: «ما از تاييد تري فريک از سوي سازمان غذا و داروي آمريکا بسيار خوشحال هستيم. اين اولين دارويي است که براي جايگزين کردن آهن از‌دست‌رفته و ثابت نگه‌داشتن سطح هموگلوبين در بيماران دياليزي مورد تاييد قرار مي‌گيرد. قابليت منحصر به فردتري فريک در انتقال طي دياليز و افزايش آهن بدون افزايش ذخاير آن(فريتين) باعث شده که اين دارو به بهترين درمان آهن براي بيماران دياليزي تبديل شود. اين تاييد هم براي ما و هم براي بيماران دياليزي خبر مسرت بخشي است و آنان گزينه درماني به مراتب بهتري براي جبران آهن از دست رفته در اختيار خواهند داشت.»
 
دکتر ريموند پرات، مدير بخش مديکال شرکت راکول نيز مي‌افزايد: «معتقديم که تري فريک، در دستورالعمل‌هاي درمان آنمي تغيير ايجاد خواهد کرد. اين دارو اولين محصولي است که مي‌تواند به بيماران دياليزي اجازه دهد بدون داشتن عارضه و بي‌نياز از تزريق آهن وريدي هموگلوبين خون را در سطح مطلوب نگه دارند.»طي مطالعات انجام شده براي بررسي ايمني و اثربخشي تري فريک، بيش از 1400 بيمار تحت‌درمان با اين دارو قرار گرفتند. نتايج به‌دست آمده از اين مطالعات نشان دادند که تري فريک با سيستم انتقال آهن کاملا متفاوت، اثربخشي مطلوبي و در عين حال، ايمني بسيار نزديک به دارونما دارد. تري فريک طي دياليز از غشاي دياليزکننده عبور کرده و وارد خون مي‌شود. در آنجا به سرعت به ترانسفرين متصل و به درون سلول‌هاي اريتروئيد منتقل مي‌شود تا جزئي از ساختار هموگلوبين شود.  

 

..:::: بريواراستام بررسي مي‌شود ::::..

سازمان غذا و داروي آمريکا درخواست بررسي داروي جديد مربوط به داروي تحقيقاتي بريواراستام (Brivaracetam) را به‌عنوان درمان مکمل براي مبتلايان به تشنج‌هاي پارشيال در بيماران مصروع بالاي 16 سال پذيرفته است. در اتحاديه اروپا نيز آژانس دارويي اروپا مجوز بررسي بريواراستام در انديکاسيون مذکور را صادر کرده است. متقاعد شدن هر دو سازمان‌هاي مرجع در اروپا و آمريکا براي بررسي بريواراستام نشان مي‌دهد که اطلاعات ارائه شده در مورد اين دارو براي نتيجه‌گيري در مورد آن به ميزان کافي رسيده است. پروفسور ايريس لويي فردريش، سخنگوي شرکت توليدکننده بريواراستام مي‌گويد: «امروز براي اين شرکت افتخار بزرگي است که بتواند به پشتوانه نتايج به دست آمده از مطالعات باليني، گزينه درماني جديدي را براي مبتلايان به تشنج‌هاي کنترل‌نشده پارشيال که به ساير داروهاي ضدصرع پاسخ نداده‌اند، معرفي کند. ما نتيجه بررسي‌هاي سازمان غذا و داروي آمريکا و آژانس دارويي اروپا را به دقت دنبال خواهيم کرد تا در صورت نياز به هرگونه اطلاعات تکميلي، براي تهيه آنها اقدام کنيم.»
 
اطلاعات ارائه شده به سازمان غذا و داروي آمريکا و آژانس دارويي اروپا بر پايه 3 مطالعه باليني انجام شده براي ارزيابي اثربخشي و ايمني درمان مکمل بريواراستام (5 تا 200 ميلي‌گرم در روز) در مبتلايان به تشنج‌هاي پارشيال کنترل نشده به دست آمده‌اند. مطالعه چهارمي هم براي ارزيابي و تحمل‌پذيري درمان مکمل بريواراستام در دوزهاي 20 تا 150 ميلي‌گرم در روز در بزرگسالان مبتلا به تشنج‌هاي پارشيال انجام شده است. 
 
در مجموع برنامه مطالعاتي داروي بريواراستام، 3 هزار بيمار شرکت داشتند و در مورد برخي از بيماران طول درمان با اين دارو، 8 سال به طول انجاميد. هم‌اکنون 6 مطالعه در حال انجام روي بريواراستام است.آنها همگي ادامه مطالعات اوليه‌اي هستند که براي بررسي اثربخشي و ايمني درازمدت بريواراستام ترتيب داده شده‌اند. بريواراستام، يک ليگاند انتخابي سيناپتيک وزيکل پروتئين 2A است. هم‌اکنون بيش از 65 ميليون نفر در سراسر دنيا از اختلال مزمن صرع رنج مي‌برند. هر چند که صرع با فاکتورهاي متعددي نظير بيماري‌هاي زمينه‌اي، نژاد و سن مرتبط دانسته شده، اين بيماري ممکن است در هر سني تظاهر کند. از هر 26 نفر از افراد هر جامعه، يک نفر در طول زندگي خود صرع را تجربه مي‌کند.  

 

..:::: چرا بعد از ارتباط زناشویی دچار خواب آلودگی می شویم؟ ::::..

براي بسياري از زنان يکي از واقعيت‌هاي آزار‌دهنده زندگي، رابطه ميان آميزش جنسي و خرخر کردن مردان است. به‌نظر مي‌رسد که مردان پس از آميزش، در هر زماني از شبانه‌روز که رخ دهد، دچار خواب‌آلودگي مي‌شوند. گرچه زنان نيز گاهي پس از رابطه جنسي خواب‌آلوده مي‌شوند، اين پديده در مردان بارزتر است، اما دليل اين خواب‌آلودگي در مردان چيست؟ اولين دليل به زمان رابطه‌جنسي مربوط مي‌شود که معمولا در شب‌ها در تختخواب انجام مي‌شود و نياز به فعاليت جسمي دارد که به خستگي مي‌انجامد و مردان معمولا بايد بيشتر از زنان در حين آميزش فعاليت جسمي انجام دهند، هر‌چند که هميشه اين‌طور نيست. بنابراين وقتي آميزش به پايان مي‌رسد، طبيعي است که مردها احساس خواب‌آلودگي کنند. دوم اينکه، پژوهش‌ها با استفاده از اسکن «توموگرافي با گسيل پوزيترون» (PET) نشان داده که يک شرط اصلي براي رسيدن به ارگاسم، اين است که فرد هراس‌ها و اضطراب‌هايش را کنار بگذارد. خود آميزش نيز باعث آرامش‌بخشي عضلاني (ريلکسيشن) مي‌شود که ممکن است روند به خواب رفتن را آسان‌تر کند.
 
همچنين احتمالا بيوشيمي مغزي ارگاسم نيز در اين روند دخيل است. پژوهش‌ها نشان مي‌دهند که در حين انزال، مجموعه‌اي از مواد شيميايي در مغز مرد آزاد مي‌شوند، از جمله نوراپي‌نفرين، سروتونين، اکسي‌توسين، وازوپرسين، نيتريک اکسايد (NO) و هورمون پرولاکتين. آزاد شدن پرولاکتين در مغز با احساس ارضاي جنسي ارتباط دارد و همچنين در «زمان بازيابي» يا «دوره مقاوم بودن» (دوره‌اي که مرد پس از رسيدن به ارگاسم قابليت تحريک شدن را ندارد)، نقش دارد. بررسي‌ها همچنين نشان داده‌اند که در مرداني که فاقد پرولاکتين هستند، زمان‌ بازيابي کوتا‌ه‌تر است و آنها زودتر قابليت تحريک مجدد پيدا مي‌کنند. ميزان پرولاکتين به‌طور طبيعي در حين خواب بالاتر است و تزريق اين هورمون به حيوانات باعث احساس خستگي فوري در آنها مي‌شود. اين يافته‌ها بيانگر رابطه‌اي قوي ميان پرولاکتين و خواب است. بنابراين آزادي اين هورمون در حين ارگاسم نيز ممکن است در خواب‌آلودگي مردان دخيل باشد.
 
اکسي‌توسين و وازوپرسين، دو هورمون و ناقل عصبي ديگر نيز که در حين ارگاسم آزاد مي‌شوند، با خواب مربوط هستند. آزادي اين هورمون‌ها اغلب با آزادي ملاتونين، هورمون اصلي که ساعت بدن ما را تنظيم مي‌کند، همراه است. همچنين تصور مي‌شود اکسي‌توسين ميزان استرس را کاهش مي‌دهد که باز به ريلکسيشن و خواب‌آلودگي منتهي خواهد شد، اما دلايل تکاملي اين خواب‌آلودگي پس از آميزش چيست؟ از ديدگاه تکاملي هدف اوليه مرد اين است تا جايي که ممکن است فرزند توليد کند و خوابيدن پس از آميزش به دستيابي به اين هدف کمکي نمي‌کند، اما شايد از آنجايي که مرد بلافاصله پس از آميزش تا مدتي قابليت تحريک‌شدن ندارد، خوابيدن به او کمک کند تا دوباره کسب انرژي کند و به اين ترتيب بهترين استفاده از زمان به عمل آيد. اگرچه درباره خواب‌آلوده شدن زنان پس از رابطه جنسي اطلاعات متناقضي وجود دارد، زن هم در نهايت به همراه مرد به خواب خواهد رفت (يا از اين زمان براي مراقبت از بچه استفاده خواهد کرد) و اين وضعيت از ديدگاهي تکاملي امتيازي براي مرد است، يعني وقتي مرد بيدار شود و دوباره آماده آميزش شود، زن در کنار او است.
 
همچنين ممکن است اين خواب‌آلودگي صرفا يک «اثر جانبي» ناشي از دليل تکاملي مهم‌تري باشد که به آزادي اکسي‌توسين و وازوپرسين مربوط است. اين دو هورمون علاوه بر‌اينکه با خواب ارتباط دارند، در «ارتباط عاطفي زوجين» يا پيوند اجتماعي که زوج‌هاي انساني در اغلب موارد دارند، دخيل هستند. آزادي اين مواد شيميايي در مغز در حين ارگاسم احساس اين پيوند عاطفي و اعتماد ميان همسران را بالا مي‌برد و ممکن است تا‌حدي توضيح‌دهنده رابطه ميان آميزش جنسي و پيوند عاطفي باشد. اين پيوند عاطفي به نفع بچه‌دار شدن زوج است، زيرا همکاري دو همسر در بزرگ کردن بچه، احتمال بقاي او را به حداکثر مي‌رساند.
 
به هر‌حال دلايل بالقوه بيوشيميايي و تکاملي بسياري براي خواب‌آلودگي پس از آميزش جنسي وجود دارد، برخي از دلايل با اثر مستقيم و برخي از دلايل با اثر غيرمستقيم، اما هيچ‌کس تا به حال علت دقيق اين پديده را ثابت نکرده است، اما يک چيز قطعي است: زنان بايد با اين پديده کنار بيايند، زيرا به‌نظر نمي‌رسد اين عادت مردان به اين زودي‌ها تغيير کند و اگر از جزء زناني هستيد که از به خرخر افتادن همسرتان پس از آميزش در آزاريد به ياد داشته باشيد که وضعتان خيلي هم بد نيست. يک نظرخواهي اخير از 10 هزار مرد انگليسي نشان داد که 48 درصد آنها در حين خود آميزش به خواب مي‌روند!  

 

..:::: اثبات رابطه ميان سندرم متابوليک و بروز سرطان اندومتر ::::..

نتايج يک مطالعه جديد نشان مي‌دهد، زنان مبتلا به سندرم متابوليک که 65 سال و بيشتر دارند، بيشتر در معرض ابتلا به سرطان اندومتر قرار دارند. نتايج اين مطالعه در نشريه Cancer Epidemiology, Biomarkers & Prevention به چاپ رسيده است. اين افزايش خطر مستقل از اين است که بيمار همزمان اضافه وزن دارد يا چاق است. در اين مطالعه مشخص شد، زنان مبتلا به سندرم متابوليک (طبق تعريف برنامه ملي آموزش کلسترول بزرگسالان آمريکا، درمان پانل III) 39 درصد بيشتر از زنان سالم با سرطان اندومتريال مواجه مي‌شوند. اگر بيمار اضافه وزن داشته يا چاق هم باشد، 21 درصد ديگر به اين ميزان خطر افزوده مي‌شود. اگر سندرم متابوليک با تعريف بنياد بين المللي ديابت درنظر گرفته شود، خطر بروز سرطان اندومتر در زنان 65 سال و بالاتر، 103 درصد بيشتر مي‌شود. اگر بيمار اضافه وزن داشته يا چاق باشد، 17 درصد به ميزان خطر فوق افزوده مي‌شود. 
 
در اين مطالعه، داده‌هايي مورد ارزيابي قرار گرفته که در آن بيش از 16 هزار زن مبتلا به سرطان اندومتر و بيش از 100 هزار زني که سرطان اندومتر نداشتند، حضور داشته و بين سال‌هاي 1993 تا 2007 پيگيري شده‌اند. هرچند در اين مطالعه به بررسي مستقيم ارتباط پيشگيري از بروز سندرم متابوليک و تاثير آن بر کاهش بروز سرطان اندومتر پرداخته نشده، نتايج نشان مي‌دهند که ورزش و کاهش وزن مي‌تواند در پيشگيري از بروز سندرم متابوليک موثر باشد. 
 
مطالعات قبلي نيز نشان داده بودند که چاقي يک عامل خطر بزرگ براي ابتلا به سرطان اندومتر است. از سوي ديگر بعضي مطالعات، ارتباطي را ميان سندرم متابوليک و خطر بيشتر ابتلا به سرطان اندومتر مشخص کرده بودند، هرچند نقش چاقي در اين ارتباط ناشناخته مانده بود. مطالعه حاضر اطلاعات کامل‌تري را به شواهد قبلي اضافه مي‌کند و نخستين مطالعه‌اي است که ارتباط ميان سندرم متابوليک و زيرگروه‌هاي مختلف سرطان اندومتر را نشان مي‌دهد. در اين مطالعه مشخص شده سندرم متابوليک، ارتباط قوي با افزايش خطر تومورهاي موسيني اندومتر، در مقايسه با تومورهاي اندومتروئيد با درجه پايين، دارد. نويسندگان اين مطالعه در پايان نتيجه‌گيري مي‌کنند، استراتژي‌هاي کاهش شيوع سندرم متابوليک مي‌تواند تاثير مثبتي بر بروز سرطان اندومتر داشته باشد. 

 

..:::: داروي تزريقي جديد براي کاهش وزن ::::..

نوعي داروي تزريقي کاهش وزن با نام Liraglutide به همت پژوهشگران دانمارکي شرکت نوونورديسک ارائه شده که بدون داشتن تاثيرات مخرب بر بدن انسان، سبب کاهش وزن مي‌شود. اين دارو با ارسال پيام سير شدن به مغز، سبب کاهش 10 درصدي مصرف مواد غذائي شده و در نتيجه وزن فرد مصرف کننده، در حدود هشت و نيم کيلو در سال کاهش پيدا مي‌کند. اين دارو همچنين سبب کاهش فشار خون و کلسترول شده و از بروز ديابت نيز جلوگيري مي‌کند. مراحل نهايي تائيد اين دارو در اتحاديه اروپا در حال انجام است .
 
طبق نظر پزشکان، استفاده از اين داروي تزريقي براي افرادي که قصد کاهش وزن دارند، بسيار ساده‌تر از روند فرسايشي و دشوار محاسبه کالري مواد غذائي و رژيم و ورزش است .لازم به ذکر است مصرف Liraglutide تنها در صورت صلاح‌‌ديد و تجويز پزشک غذايي، توصيه مي‌شود .اين دارو در کشور دانمارک و توسط منابع و سازمان‌هاي پزشکي تاييد شده و در حال حاضر جهت بررسي و تاييد ويژگي‌ها و قابليت ارائه رسمي آن به سازمان دارويي و بهداشتي اتحاديه اروپا ارسال شده که پس از تاييد در اين سازمان، اجازه ارائه را در بازارها خواهد داشت. البته بهاي نسبتا زياد اين دارو نيز مسئله مهمي است، به‌طوري که ناظران دارويي انگليسي در مورد آن اعلام کردند قيمت متوسط مصرف روزانه اين دارو در حدود 25/2 پوند است که اين مبلغ تقريبا دو برابر داروي مشابه‌اي است که پيشتر با نام Orlistat ارائه شده بود. اين دارو برپايه نوعي هورمون يافته شده در سيستم گوارش انسان ساخته شده که به مغز پيام سير شدن و مصرف کافي مواد غذائي را مي‌دهد. در نتيجه مصرف اين دارو، افراد مي‌توانند بدون هيچ‌گونه مشکلي، در هر وعده غذائي 10 درصد کمتر مواد خوراکي مصرف کنند. 

..:::: احتمال بروز مرگ ناگهاني پس از مصرف همزمان يک آنتي‌بيوتيک رايج و يک داروي مدر ::::..

نتايج مطالعه‌اي که در نشريه Canadian Medical association منتشر شده، حاکي از آن است که استفاده همزمان از اسپيرونولاکتون و آنتي‌بيوتيک کوتريموکسازول (سولفامتوکسازول + تري‌متوپريم) با افزايش خطر مرگ ناگهاني در ارتباط است. توني آنتونيو، سرگروه اين مطالعه و داروسازِ بيمارستان سن مايکل در تورنتو، در اين باره گفت: «بسياري از مردم تصور مي‌کنند کوتريموکسازول دارويي بدون عوارض جانبي و نسبتا بي‌ضرر است. اما تري‌متوپريم – نه سولفامتوکسازول- مي‌تواند سطح پتاسيم را بالا برده و سبب تداخل شود.» دکتر آنتونيو افزود: «با اين وجود، بسياري از پزشکان از اين اثر تري‌متوپريم مطلع نيستند.» در کانادا، عموما اين دارو به شکل تري‌متوپريم- سولفامتوکسازول نسخه مي‌شود، در حالي‌که در بريتانيا تري‌متوپريم را به تنهايي تجويز مي‌کنند.
 
آنتونيو که همچنين به عنوان اپيدميولوژيست باليني در انستيتو غيرانتفاعي علوم ارزيابي باليني فعاليت مي‌کند، پس از خواندن گزارشاتي مبني بر افزايش سطح پتاسيم خون به علت تداخل دارويي ذکر شده، تصميم به انجام مطالعه‌اي در اين زمينه گرفت. در سال 2011، تيم دکتر آنتونيو اولين مطالعه خود در اين زمينه را منتشر کرد. اين مطالعه خطر بستري شدن را به علت هيپرکالمي در سالمنداني که اسپيرونولاکتون و تري‌متوپريم- سولفامتوکسازول را همزمان مصرف مي‌کردند، نشان مي‌داد. در اين مطالعه‌ گذشته‌نگر، آنها از اطلاعات بيش از 200 هزار بيمار که براي‌شان اسپيرونولاکتون تجويز شده بود، استفاده کردند.
 
اما مطالعه‌ سال 2011 ثابت نکرد که آيا اين تداخل دارويي با افزايش مرگ و مير در ارتباط است يا خير؟ محققان اين مطالعه مي‌گويند: «ثابت کردن اين امر بسيار مهم است، زيرا مرگ ناگهاني در بيماراني که اسپيرونولاکتون دريافت مي‌کنند ممکن است سهوا به بيماري قلبي ربط داده شود.» با استفاده از داده‌هاي تحقيق سال 2011، محققان فهميدند از ميان 11 هزار و 968 بيماري که پس از مصرف اسپيرونولاکتون دچار مرگ ناگهاني شده بودند، مرگ 328 بيمار طي 14 روز پس از مصرف يکي از آنتي‌بيوتيک‌هاي زير رخ داده است: تري‌متوپريم- سولفامتوکسازول، آموکسي‌سيلين، سيپروفلوکساسين، نورفلوکساسين و نيتروفورانتوئين. اکثر اين بيماران 85 سال يا بيشتر سن داشتند.
 
محققان هرکدام از موارد مرگ ناگهاني را با حداکثر چهار گروه کنترل تطبيق داده و مشاهده کردند که احتمال مرگ ناگهاني پس از دريافت تري‌متوپريم- سولفامتوکسازول نسبت به دريافت آموکسي‌سيلين تقريبا 2 برابر است (خطر نسبي، 46/2 و بازه‌ي اطمينان 95 درصد برابر است با 90/3- 55/1). سيپروفلوکساسين و نيتروفورانتوئين نيز با افزايش خطر مرگ و مير در ارتباط بودند (سيپروفلوکساسين: خطر نسبي برابر با 55/1 و بازه‌ اطمينان 95 درصد برابر با 38/2- 02/1؛ نيتروفورانتوئين: خطر نسبي برابر با 70/1 و بازه‌ اطمينان 95 درصد برابر با 79/2- 03/1). اگرچه ميزان خطر با نيتروفورانتوئين در تحليل‌هاي سنجش حساسيت، مشهود نبود.
 
دکتر آنتونيو اعتقاد دارد در اکثر بيماران دليلي براي نگراني نسبت به بالا بودن سطح پتاسيم وجود ندارد، اگرچه کارديولوژيست‌ها معمولا سطح پتاسيم خون بيماراني را که اسپيرونولاکتون دريافت‌ مي‌کنند، کنترل مي‌کنند. او مي‌گويد: «با اين وجود، ما با انجام دادن اين مطالعه قصد داشتيم که نسبت به تداخل دارويي‌اي که سبب افزايش خطرناک سطح پتاسيم مي‌شود و برخي از پزشکان و داروسازان نسبت به آن آگاه نيستند، آگاهي ايجاد کنيم.» وي افزود: «اگر داروسازان متوجه شوند که فردي همزمان اسپيرونولاکتون و تري‌متوپريم- سولفامتوکسازول يا تري‌متوپريم دريافت مي‌کند، مي‌توانند با پزشکي که نسخه را تجويز کرده، تماس بگيرند و درخواست کنند تا دارويي جايگزين براي بيمار تجويز شود.» 

 

..:::: ارتباط ديابت نوع 2 و گروه‌هاي خوني ::::..

امروزه بعضي عوامل خطر ابتلا به ديابت، مانند چاقي و سابقه خانوادگي کاملا ثابت شده‌اند، اما يک مطالعه جديد که به‌وسيله دانشمندان فرانسوي انجام شده نشان مي‌دهد، شايد ارتباطي ميان خطر ابتلا به ديابت نوع 2 و نوع گروه خوني افراد وجود داشته باشد. در مطالعه اخير، داده‌هاي بيش از 82 هزار زن از يک کوهورت 100 هزار نفري زنان مورد آناليز قرار گرفت. مشخص شد زنان با گروه خوني B+ 
35 درصد بيشتر احتمال دارد که به ديابت نوع 2 مبتلا شوند. همچنين، افراد با گروه خوني A نيز 10 درصد بيشتر احتمال دارد که ديابت نوع 2 بگيرند. افراد با گروه خوني B اين احتمال را به 21 درصد مي‌رسانند. البته تمامي اين افراد با گروه خوني O مقايسه شده‌اند. افراد گروه خوني AB نيز اين احتمال را تا 17 درصد بيشتر تجربه مي‌کنند. تمامي اين افراد در مقايسه با گروه خوني O مقايسه شده‌اند. لازم به ذکر است، اين ارتباط‌ها معني‌دار نبوده‌اند. 

..:::: اجازه تجويز«جارديانس» در انگلستان صادر شد ::::..

موسسه ملي براي تعالي بهداشت، درمان و مراقب (NICE) انگلستان اعلام کرد، داروي Jardiance يا empagliflozin، ساخت دو شرکت Boehringer Ingelheim و Eli Lilly براي درمان بيماران مبتلا به ديابت نوع 2 تاييد شده و از اين پس اين دارو در سيستم خدمات ملي سلامت بريتانيا اجازه تجويز و مصرف دارد.
 
موارد مصرف اين دارو محدود به موارد زير خواهد شد: 1.1) Empagliflozin در ترکيب با متفورمين در يک رژيم درماني دوگانه استفاده مي‌شود، اگر: 1) داروهاي گروه سولفونيل‌اوره براي بيمار منع مصرف داشته يا بيمار آنها را تحمل نمي‌کند، 2) بيمار در معرض خطر بيشتر هيپوگليسمي يا عواقب آن قرار دارد. 1.2) Empagliflozin در يک رژيم درماني سه‌گانه استفاده مي‌شود، با 1) متفورمين و يک سولفونيل‌اوره، يا 2) متفورمين و يک تيازولينديون. 1.3) Empagliflozin در ترکيب با انسولين با يا بدون ديگر داروهاي ضدديابت، به‌عنوان يک گزينه درماني ديابت نوع 2. Empagliflozin که در اروپا تحت عنوان Jardiance به فروش مي‌رسد، به‌صورت قرص بوده و يک‌بار در روز براي درمان ديابت نوع 2 در بزرگسالان تجويز مي‌شود و قسمتي از کلاس مهارکننده‌هاي SGLT2 است.
 
SGLT2 پروتئين‌هاي اساسي هستند که در کليه‌ها مسوول فيلترکردن قند خون بوده و مسوول حدود 90 درصد بازجذب قند و بازگرداندن آن به جريان خون. در بيماران مبتلا به ديابت نوع 2، بيان SGLT2 افزايش يافته و همين امر منجر به افزايش سطح گلوکز خون مي‌شود.